در اوج جدال میان اصلاح طلبان تازه نفس و محافظه کاران مجلس پنجم ، جنبش پر توان دانشجویی ایران زخمی کاری را بر تن خود حس نمود. آن اتفاق به ظاهر ساده شاید آغاز خروج و ریزش نیروها از جبهه دوم خردادی ها بود.
ناتوانی و شاید کم تجربگی دولت خاتمی در دفاع از حقوق دانشجویان و نتایج حمله ی نیروهای انتظامی به کوی دانشگاه تهران و پس از آن نمایش قدرت محافظه کاران در راهپیمایی 23 تیر ماه دانشجویان را دلسرد و نا امید به حاشیه راند.
از آن پس بود که تجمع های و میتینگ دانشجویی رنگ و بوی دیگری داشت. آنچه که بعدها به عنوان خروج از حاکمیت و یا عبور از خاتمی ظهور کرد.
همانگونه پیش از آن بخشی از اصلاح طلبان تصمیم گرفته بودند از دانشجویان عبور کنند و از آنها بخواهند به دانشگاه هایشان برگردند و سکان رهبری سیاسی جامعه را به سیاستمداران بسپارند.
دانشجویان به دانشگاه های خود بازگشتند در حالی که از آنچه در18 تیر رخ داد و نتیجه دادگاه کوی دانشگاه سرخورده شده بودند. دادگاهی که شهید عزت ابراهیم نژاد را به عنوان متهم محاکمه کرد و حکم تبرئه سردار نظری را صادر نمود.
در این روزها بود که به جای زنده باد آزادی ، فریادهای مرگ بر استبداد شنیده می شد. اصلاحات مرده بود مثل مجلس ششمی که مرده به دنیا آمد. درست مثل اصلاح طلبانی که حالا شعار اعتدال سر می دادند.
اعتدالی که به خون دانشجویان و فعالان سیاسی و اجتماعی رنگین بود. اعتدالی که در آن ده ها ملی مذهبی با میانگین سنی 70 سال ، افشاری ، عبدی ، سازگارا ، سحابی ، گنجی ، عبدالله نوری ، احمد باطبی و ده ها تن دیگر روانه زندان شدند. اعتدالی که یکصد روزنامه و هفته نامه را به محاق توقیف كشاند.
در 18 تیر ماه 78 این کوی دانشگاه نبود که تنها به خاک و خون نشست ، این عزت ابراهیم نژاد نبود که کشته شد. اصلاحات مرد ، اصلاحات و هر روند رفرم خواهی دیگر از سو حاكمیت طرد و نفی شد.
ما همچنان درگیر و دار خاطرات آن روز گرفتاریم و انگار توان عبور از آنرا نداریم. هر قوم به شکلی آن را روایت و تفسیر می کند اما همه ما همچنان هزینه ی آن روز را می پردازیم. هزینه ای که شاید روزی جبران ناپذیر گردد.
برچسب
بازتاب
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/1521
نظرات
سلام
نمی دانم آن زمان کجا بودید امااین دلمردگی شما بخاطرعدم آشنایی تان با نیروهای فعال اجتماعی از یک سو و آرمان خواهی همراه با رویا بینی جوانانه از سوی دیگر است!
خیلی دور نیست و انگار گرد هزار هزار سال بر آن نشسته است. هنوز هم در افسوسم که یک روز زودتر به کوی نرفتم و یک چوب نخوردم. جبران آن احتمالا ناممکن است. ارواح ناآرام شایسته ستودن هستند.
شوایک || ۱۴:۴۲ سه شنبه ۱۸ تیرماه ۱۳۸۷نمی دانم این نه سال خیلی زود گذشت یا ما خیلی غرق در روزمرگی هامان شدیم که این طور فکر می کنیم یا هر دو؟!!
سیمین روزگرد || ۱۴:۵۰ سه شنبه ۱۸ تیرماه ۱۳۸۷در بلاگ نیوز لینک داده شد .
فرهاد || ۰۲:۴۳ چهارشنبه ۱۹ تیرماه ۱۳۸۷خیلی زود می رسد زمانی که می گوییم :« اه دیروز 18 تیر بود».
دیوژن || ۰۷:۴۴ چهارشنبه ۱۹ تیرماه ۱۳۸۷فقط خواستم از شما تشكر كنم و بگم كه لينكتان را در وبلاگم قرارداده ام
رضا || ۰۹:۴۸ چهارشنبه ۱۹ تیرماه ۱۳۸۷جالب اینجاست که با چنین متنی شما هنوز از خاتمی عبور نکردید و نزدیک انتخابات متن های شما رنگ و بوی دیگری دارد.
ناشناس || ۱۷:۲۸ چهارشنبه ۱۹ تیرماه ۱۳۸۷دوست عزیز وب سایتتان را دیدم جالب است اما در گفتن واقعیات دقت بیشتری کنید احمد باطبی به صرف 1عکس مطرح شد و هیچ پیشینه سیاسی نداشت
کثرانی || ۰۰:۰۶ چهارشنبه ۲۶ تیرماه ۱۳۸۷نظر بدهید
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید:



