مهدی محسنی ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار و دانش آموخته مهندسی عمران ، متولد اول امرداد 1358 در شهر قم.

Ads.


Global Voices صداهای جهانی


آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه

لوگو


جمهور


خبرنامه


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

پشتیبانی


  RSS 

Powered by
Movable Type 4.21-en

:.جمهور پیشین.:



جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!


نظرسنجی

.: همه نظرسنجی های جمهور :.


خوراک جمهور


فيدبارنر جمهور خوراک جمهور
فيدبارنر جمهور


فیس بوک من


Mehdi Mohseni's Profile
Mehdi Mohseni's Facebook Profile
Create Your Badge

Twitter - تویتر



آخرین نوشته ها


وبلاگهای به روز شده




دوستان گوگلی جمهور



Green Vote: Where is My Vote




اگر مقاله مسیح علی نژاد با عنوان «آواز دلفین ها» را خوانده اید ، در نظر سنجی زیر شرکت کنید و مشخص کنید که آیا این مقاله توهین به مردم و یا احمدی نژاد بوده است؟
این نظر سنجی می تواند مشخص نماید که جامعه آماری کاربران اینترنت در این مورد چه فکر می کنند.

برچسب


بازتاب

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/1461

نظرات


واقعيتهاي جامعه را گفتن و نوشتن كه توهين نيست.در سخنان مسيح توهين نبود.به نظرم ايشان خيلي ظريف واقعيت را بيان كرد.آفرين به اين قلم

سيمين || ۲۳:۴۹ سه شنبه ۳ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


شما چه کیلیدی کردی به این مقاله!!!!!!
مثل اینکه داری یه بابایی رو خراب میکنی که یه بابای دیگه رو عزیز کنی!(کروبی ، خاتمی)

... || ۰۰:۵۱ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


جاداشت به جای این نظر سنجی این لینک رو می داشتی.
http://www.rajanews.com/News/?27504
مشاور رئیس جمهور خودش به کیهان اعتراض کرده ولی چون کلا ما ایرانیها آدمهای سیاه-سفید بین طلبکاری هستیم هر چی احمدی نژاد گفت بد و اخه و هر چی هر آدم پفیوز ریش سبیل زده کراواتی گفت درست و خوبه.
احمدی نژاد اهل شوخی با کسی نیست. به رییس مجلس اعتراض کرد. مصباحی ها بهش گیر دادن چرا از دکتر فاطمی تکریم کرده. کریس د برگ رو دعوت کرده. حتی بر زنا می خواست تو استادیوم جایگاه درست کنه که این فسیلهای قم نذاشتن. این عینکهاتونو یه خورده تمیز کنین .جور دیگه ای هم میشه دید.

مانی || ۰۷:۰۴ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


مقاله دلفينها عين واقعيت است \ آقايان دلشان از افشاي فيش حقوق مي سوزد وگرنه اگر مسيح مردم را دلفين خوانده آنها مردم را الاغ فرض كرده اند فقط آنها نمي گويند ؛ مسيح نظرش را افشا كرده است .

ف || ۰۷:۳۵ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


اولا جناب ماني عزيز خودشو انقدر ناراحت نكن . اگر رئيس جمهورمون اين كاره بود ( اهل عمل) تا حالا حداقل يكي از حرفاش به عمل نشسته بود .
دوما من به عنوان يك ايراني به وجود امثال مسيح افتخار مي كنم. لااقل حرفهاشو بلند ميزنه نه مثل ما آروم و بي نام

مهمان || ۰۸:۱۸ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


وجود مقامات فعلی بر سر کار توهین به ملت بزرگ ایران و جامعه بشری است. نه نوشتن مقاله ای که واقعیت پنهان شده را آشکار نموده.

Abasi || ۰۸:۲۲ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


آقای کروبی مقاله خانم علی نژاد را خواندم و همچنین اسف نامه شما را که از پیشگاه ملت عذر خواسته بودید که چرا چنین نوشته است.
آقای کروبی من به عنوان یک شهروند ایرانی نیازی به عذرخواهی شما ندارم چرا که لزومی برای انکار واقعیت نهفته در یادداشت مذکور نمی بینم و سوالم از شما این است که چرا شما و امثال شما که سال ها بر مسند های قدرت نشسته اید و زمام امور این کشور را در عرصه های مختلف در دست دارید اینچنین به خود اجازه می دهید که از موضع بالا و حاکم مابانه از مردم به خاطر مرور آنچه بر آنها می رود عذر خواهی کنید.
این عذرخواهی شما نشان از چه دارد؟ فکر می کنید با این کار بر محبوبیت شما افزوده می شود؟ آیا فکر می کنید شما محبوب تر هستید یا شعار ۵۰ هزارتومان ماهیانه شما؟
آقای کروبی شما که خود بهتر از هر کس می دانی اگر شرایط بر وفق مرادتان بود مردم همین سه سال پیش با وعده دریافتی ۵۰ هزارتومان در ماه شما را به کرسی ریاست جمهوری نشانده بودند. همین مردمی که شما از انها عذرخواهی می کنید از رنج مالی و اقتصادی حاضر می شوند به شما رای بدهند آن هم به خاطر ۵۰ هزارتومان
به نظر شما این واقعه که ما سه سال پیش از سر گذراندیم با اتفاقی که اکنون توسط دولت در سفرهای استانی با جدیت تعقیب می شود چقدر متفاوت است؟ یا بهتر بپرسم چقدر مشابه است؟
آقای کروبی شما که در مسند ریاست حزب اعتماد ملی هستید و این روزها در تلاش برای کسب کرسی های بیشتری در مجلس هستید و چه بسا که اندیشه ریاست جمهوری دوره دهم را هم در سر می پرورانید و مساله اقتصاد و مشکلات مردم دستمایه بیشتر سخنرانی های شما و هم فکرانتان است چرا از خواندن چنین یادداشتی ناراحت می شوید و مسئولیت سنگین عذرخواهی از ملت همیشه در صحنه ایران را به جان می خرید؟
آقای کروبی آخرین باری که به خیابان های تهران رفته اید و نان و گوجه فرنگی برای منزل تهیه فرموده اید کی بوده است؟ چرا مردم نباید باور کنند دغدغه امروزشان همین چیزهاست؟ چرا مردم نباید بدانند که ۵۰ هزارتومان شما و کمک های دولتیان در سفرهای استانی مسکن هایی است برای فرار از بیماری خطرناکی که سال هاست اقتصاد ایران دچارش گشته و نفسش را به شماره انداخته؟ به گونه ای که قیمت زمین و مسکن و مواد غذایی و پوشاک و ... در هر نفس رو به احتضارش افزایش می یابد. ارسال میلیون ها نامه به رییس جمهور یک مملکت توسط مردم حکایت از چه دارد آیا هیچ اندیشیده اید که عزت و بزرگی مردمی که به روزمرگی افتاده اند و بزرگترین افکارشان از تدارک طعام ناچیزی برای آباد کردن برهوت سفره هایشان فراتر نمی رود به کجا رفت و چه شد؟
اگر چنین است که می گویید شما را به خدا دیگر شعار اقتصادی ندهید چرا که من و امثال من به قاعده شعور و درکمان از آنچه در اطرافمان می گذرد آگاهیم و نیازی به این نیست که شما به خاطر یادداشت خانم علی نژاد از ما دلجویی کنید زیرا با این کارتان ضمن نقض همه شعارهای خود، شعور مردم را که من هم جزیی از آنها هستم نادیده انگاشته اید

farnood || ۰۸:۴۱ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


هم مقاله رو خوندم هم مطلب جدیدش رو در روز من دست این شیر زن و خواهر خوب را بخاطر شجاعتش در بیان حقایق آنهم به این زیبایی می بوسم ،بهیچ وجه توهین آمیز نبود

علی || ۰۸:۵۰ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


عين واقعيت بود
وتوانايي قلم نويسنده در بيان حقايق ستودنيست

اكبري || ۰۹:۰۳ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


بابا یه خورده به خودمون بیایم.وقتی تو شهرستان یه پدرومادر بی سواد بچه مریضشون رو بیارن تا احمدی نژاد بهش دست بکشه تا شفا بگیره! خوب بعضی وقتها لازمه با مشت بکوبی تو سر آدما تا بیدار شن. به خدا داریم گداصفت بار میایم . یه عده میخوان ما آگاهی نداشته باشیم تا اونا استفاده کنن . حالا باید یه عده مثل مسیح قربانی بشن تا منو شما بیداربشیم. مسیح به وظیفه نانوشته خودش عمل کرد منو شما چطور؟

علی || ۰۹:۳۷ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


دوستي که گفته :" مشاور رئيس جمهور... " . معلومه که طرفدار احمدي نژادي ! چون به راحتي به مردم ايران توهين مي کني . حالا ديگه عالم و آدم مي دانند که احمدي نژاد اصولا مشکل داره و با انسانهاي عاقل و مستقل نمي تونه کار کنه. ضمن اينکه کريس دي برگ و... هم نمايشي بيش نيست . اگه دولتهاي قبل اينکارو مي کردند اسلام به خطر ميفتاد و بسيجي هايي مانند خود احمدي نژاد مي ريختن تو کوچه و خيابون و فرياد مرگ بر منافق و وااسلاما سر مي داند . کمي انديشه و فکر خود را بکار بيندازيد! ضمن اينکه مقاله مسيح توصيف هوشمندانه وضع فعلي و قابل تحسين است .

علي || ۰۹:۵۷ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


با سلام لطفا از نتیجه نظر سنجی بقیه را مطلع کنید

با تشکر

سپهر || ۱۰:۰۲ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


خانم و یا اقای مانی عزیز ابراز نظر شما در خصوص احمدی نزاد مرا بر ان داشت از شما سئوال کنم هموطن عزیز اگر یک نفر با هزار دوزو کلک میشود رئیس جمهور یک کشور نباید بداند کیست؟ انصافا ادعاهای نا معقولی همچون دیدن هاله نور بر سر و اداره دنیا!!! و.... نیاز نمی بیند که ادعا کننده را باید پیش روانپزشک برد؟ مقاله خانم علی نزاد کمترین گلایه ایست که میتوان از رئیس جمهور!!! داشت و هشدار به مردم که قدر خود بدانند و حقوق خود را گدائی نکنند.

س.ح || ۱۰:۳۷ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


واقعيت بود

ناشناس || ۱۰:۵۱ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


بیان واقعیت بود.چراماایرانی ها فکر میکنیمتافته جدابافته هستنیم واقع بین باشید.حال و روز جامعه هست دیکه.

ناشناس || ۱۱:۱۵ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


آفرین بر مسیح
تمثیل زیبایی بکار برده شده است. اما به کار بردن مصداقهای چنین عریان ترکش هایی اینچنین هم به بار میآورد. نویسندگی این است دیگر.
به چنین دختراندیشمندی میبالم.
محسن از بابل

ناشناس || ۱۳:۲۸ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


توهيني در مقاله نيست مسيح نگاه درست و به جايي دارد

علي || ۱۴:۰۹ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


سخن گفتن از حقیقت ها و واقعیت ها در این سرزمین مجازاتی سخت دارد. زیرا حقیقت در این آب و خاک به اسارت رفته همیشه تلخ تر از زهر بوده و هست.
اما آفرین به تو مسیح عزیزم ،تو نه تنها دلفین نیستی بلکه کبوتری آزاد و رها هستی که نغمه آزادی سر دادی، روزی در این سرزمین ماتم زده همه کبوتران چون تو نغمه آزادی و خوشبختی سر می دهند اندکی صبر سحر نزدیک است. اراده،بزرگواری وعزت نس تو را می ستایم.

مریم || ۱۴:۲۹ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


اگر به جای دلفین ها گوسفند ها هم گفته بود ناروا نگفته بود.

نوید || ۲۱:۱۹ چهارشنبه ۴ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


برای یک بار هم که شده بیاین فکر کنیم ما نماینده تمام این 70یلیون ایرانی نیستیم. ایران رو صرفا دانشجوها اونهم روشنفکرها اونهم اصلاح طلب مثل خود من تشکیل نمیده. ایران رو فقط قشر متوسط و متوسط به بالا تشکیل نمی دهو. کسایی که بخوان شعر شاملو پائولوکوئیلو یا صد سال تنهایی بخونن کسایی هم هستند که حتی اینترنت نمی دونن چیه تا اینجا پیغام بزارن و به این مرد (چه شما ازش متنفر باشین چه نباشین) ایمان دارن. بنابراین برای یک بار هم شده به نظر این گروه از ایرانی ها هم احترام بزاریم. شاید اگر من هم جای رئیس جمهور بودم بهتر نمی تونستم عمل کنم. نقد کردن و فحش دادن و مسخره کردن قیافه یه نفر کاری نداره. مهم اینه یاد بگیریم نقد رو با فحش دادن تخریب و فرافکنی های مایوسانه قاطی نکنیم. هر چند ما ایرانیها اینطور زاده شده ایم. خود قهرمان می پروریم تا بعد با خورد کردنشون ارضا بشیم و با نق نق و لابه و زنجه موره کم کاری و بی حالی خودمون رو توجیه کنیم. ما دنبال قهرمان می گردیم تا مسئولیتهایی که به گردن تک تکمونه به گردنش بندازیم و بعد هم مثل تمام قهرمانهای تاریخی از امیرکبیر وقائم مقام گرفته تا مصدق و خاتمی به وقتش که رسید هوشون کنیم و از تخت به زیرشون بکشیم. حالا هم نوبت این آدم است.

مانی || ۱۲:۴۷ پنجشنبه ۵ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


فکر نمی کنم توهین آمیز باشد اما با توجه به ظرفیت دولت و حکومت این مطلی صرفا بهانه ای به دست دولتیان داد.می شد سنجیده تر نوشت و صدای بهانه را بلند نکرد.

فیروزه || ۱۳:۲۴ دوشنبه ۹ اردیبهشتماه ۱۳۸۷


نظر بدهید


برای جلوگیری از انتشار هرزنامه ها ، نظر شما پس از بررسی منتشر خواهد شد.
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.




- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید: