مهدی محسنی ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار و دانش آموخته مهندسی عمران ، متولد اول امرداد 1358 در شهر قم.

Ads.


Global Voices صداهای جهانی


آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه

لوگو


جمهور


خبرنامه


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

پشتیبانی


  RSS 

Powered by
Movable Type 4.21-en

:.جمهور پیشین.:



جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!


نظرسنجی

.: همه نظرسنجی های جمهور :.


خوراک جمهور


فيدبارنر جمهور خوراک جمهور
فيدبارنر جمهور


فیس بوک من


Mehdi Mohseni's Profile
Mehdi Mohseni's Facebook Profile
Create Your Badge

Twitter - تویتر



آخرین نوشته ها


وبلاگهای به روز شده




دوستان گوگلی جمهور



Green Vote: Where is My Vote




در حالی که شرایط برای فعالان سیاسی و اجتماعی در ایران به شکل فزاینده ای دشوارتر شده به نظر می رسد بحث انتخابات به آرامی دارد مورد توجه جدی تر جناح های سیاسی قرار می گیرد.
در این میان ترجیح بند سخنان اصلاح طلبان یک چیز است. برگزاری انتخابات سالم و رقابتی. به بیان ساده یعنی شورای نگهبان همچون مجلس هفتم کاندیداهای اصلاح طلبان و نبروهای میانه رو را قلع و قمع نکند.

به همین دلیل مهدی رحمانیان ، مدیرمسوول روزنامه شرق مدعی است: «تامين شرط رقابتی بودن، بر حضور طيف سيال شركت كننده در انتخابات تاثير مثبت خواهد داشت.»
این سخنان بدون توجه به این نکته بیان می گردد که اصولا تشکیل مجلسی از اکثریت اصلاح طلب -که با شرایط فعلی بعید به نظر می رسد- چه فایده ای برای تغییر شرایط فعلی خواهد داشت.

از سوی دیگر میردامادی، دبیر کل جبهه مشارکت با نقد تندروی اصلاح طلبان در گذشته تاکید می کند که روند اصلاحات تدریجی است و اگر عجله کنیم نتیجه عکس می دهد و باید گام به گام شرایط را اصلاح کرد.
اما این سوال باقی است که اصلاح طلبان چه زمانی قصد دارند گام اول را برای بهبود شرایط موجود بردارند. در شرایطی که از زمان تشکیل مجلس ششم به این سو روند اصلاحی عقب نشینی گام به گامی را متحمل شده است.
تا زمانی که احزاب مدعی اصلاح طلبی پیشرو مشخص ننمایند برای حل مشکلات ساختاری استقرار دموکراسی در ایران چه راهبرد مشخصی را دارند صحبت از انتخابات سالم بی معنا است.
پاورقی:
ممکن است بنظر برسد در چند مطلب اخیر در مورد انتخابات موضوعی تکراری و چند باره مطرح کرده ام. دلیل تکرار مشکلات ساختاری قانون اساسی دریافت پاسخی مشخص است که تاکنون میسر نشده. تا آن زمان این پرسش بی جواب باقی است.

برچسب


بازتاب

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/694

نظرات


سلام برشما
اين آغاز آشنايي است . انتخاب مطالبتان زيباست .
به حسام سرا بياييد واگر چيز قابلي درآن يافتيد نظري بدهيد كه مشتاقم
بااحترام بسياروبه اميد ديدار

حسامي || ۰۸:۲۳ یکشنبه ۳۱ تیرماه ۱۳۸۶


مشکل اساسی اصلاح طلبان این است که نمی توانند از پوزیسیون های سیاسی دست بکشند. طیف عظیمی از نیروهای موسوم به اصلاح طلب را کسانی مانند کروبی٬ اعتماد ملی ها٬ کواکبیان و امثاله٬ و میردامادی و کسانی در قامت و قواره او تشکیل می دهند. اینان بر خلاف اصولگرایان کلاسیک که هم ارگانیزه تر هستند و هم رفتار سیستماتیک بروز می دهند٬ از پوزیسیون اجتماعی و شغلی مناسبی برخوردار نمی باشند.
در یک نگاه اجمالی به دو جناح می توان دریافت که پیدا کردن گزینه های نظیر لاریجانی ها با آن موقعیت های علمی٬ یا موتلفه ای ها با آن موقعیت های اقتصادی٬ و ... در میان اطلاح طلبان ناممکن است.
به همین دلیل افرادی مانند الیاس حضرتی٬ میردامادی٬ راه چمنی٬ کروبی و امثالهم بقای خود را جز در حضور مستقیم و موثر در سیاست نمی بینند و حاضر نخواهند بود مانند بزرگان اصول گرا راهی از میان پایگاه وسیع اجتماعی خویش به داخل ارکان سیاست باز نمایند.

ادیتور:
مطمئنن این اظهار نظرات کمی طنز هم به همراه داشت! پوزیسیون هما پوزیشن و جایگاه است حتما. دوست نازنین من کسب جایگاه سیاسی باید استوار به آرای آزادانه مردم باشد.
موئتلفه اگر موقیت اقتصادی قوی دارد باید دید از چه اهرم ها و رانت هایی سود برده. بحث سواد و مدرک را هم نکید که این اقتدارگرایان نشان دادند در مجلش هفتم و دولت نهم چند مرده حلاجند.
در کل صدر و ذیل نظرتان متناقض بود.

ناشناس || ۱۰:۰۰ یکشنبه ۳۱ تیرماه ۱۳۸۶


اين جا كه مياين بايد جشن بگيرين...
چون رييس جمهوره كه دنيا اومده...
تولدش هم مبارك باشه.
مي بينم كه داره كامنتات بي ربط به موضوع به چالش كشيده ات مي شه و داداش گل من داره بزرگ و بزرگ تر مي شه. فقط خدا كنه واقعن نخواد رييس جمهور به معناي وحشتناكش بشه كه من يكي نيستم. همون مهندس بموني بهتره. تولدت مبارك. برو لب كارون و دلي صفا بده، گل كيكت هم نخواستم. نوش جونت باشه. منتظر يه شعر ناب و كتاب هاي ناب ترت هستيم.

ف ی ر و ز ه || ۱۵:۳۵ یکشنبه ۳۱ تیرماه ۱۳۸۶


اینک که اعدام در کمین است،

به ستیز با آن برخیزیم.

من اگر برخیزم،

تو اگر برخیزی،

همه برمی خیزند...

علیه اعدام... || ۱۸:۳۵ یکشنبه ۳۱ تیرماه ۱۳۸۶


۱- نه اتفاقا! اصلا مطلب قبل طنز نبود. اگه امام جمعه ارومیه حرفی جدی بزنه و من بهش بخندم دلیل نمیشه اونم منظورش خندوندن من بوده باشه.
۲- جوری فرمودید اصولگرایان با رانت صاحب مدرک و ثروت شدند که یه لحظه شک کردم تو ایران زندگی میکنم. مگه احیانا اونا که شهره به اصلاح طلبیند بدون رانت و امتیازات خاص به جایگاه امروزشون رسیدن؟!
۳- من نگفتم موتلفه چطور ثروت اندوزی کرده یا فلان وزیر و وکیل اصولگرا با کدوم سهمیه مدرک و تحصیلات جفت و جور کرده. من حرفم اینه که این حداقل ها رو هم خیلی از مشهورین به اصلاح طلبی ندارند. مشخصا نگاه کن به ساختار حزب اعتماد ملی و منسوبینش که بناست در آینده نزدیک جور اصلاح طلبان رد صلاحیت شونده رو بکشه. بالاخره آدم باید دلش از یه جا قرص باشه که اجازه بده به امثال رایحه خوش و آبادگران تا عرض اندامی بکنند و خودی نشون بدن و نشونی از این سیری تو حضرات اصلاح طلب دیده نمیشه.
۴- حرف زیاده. منم نیومدم به جای جناب ادیتور٬ اینجا٬ پست بذارم. ضمنا این روشت در مسخره کردن کسی که برات کامنت میذاره و متهم کردنش به تناقض گویی یه جورایی تکراریه. وقتی خواستی این دفعه خرابم کنی٬ یه ذره بیشتر خلاقیت به خرج بده.

ادیتور:
دوست گرامی غرض خراب کردن شما نبود.نیازی هم به این کار نیست. شما متاسفانه اصل مطلب را نگرفتید. این ساختار کلی نظام دچار تناقض و اشکال است موضوع مقایسه میان اصلاح طلبان و اصولگراها بی معنا است.
این من و تو نیستیم که لیاقت حضور و یا عدم حضور جناح ها را تعیین می کنیم. بلکه این مردم هستند که با رای خود این کا را انجام می دهند. این همان نکته ای است که عمدا و یا سهوا اقتدارگراها از فهم آن طفره می روند.
عنوان نمودن نام اعتماد ملی هم کار زیرکانه ای از شماست. اما جبهه رفرم خواهان از ملی مذهبی ها آغاز می شود و تا روحانیون مبارز ادامه می باید و قس الی هذه.
اما خانه از پای بست ویران است...

ناشناس || ۲۳:۳۸ یکشنبه ۳۱ تیرماه ۱۳۸۶


بسیار منطقی نوشتید...یک سوال همیشه برای من مطرح بوده....در سیستمی که اصولا خط فکری مشخصی رو به جامعه دیکته میکند و تمام قوانین ، انتصابات ، معیارهای سنجش و سیستم کنترلی آن بر اسا همین خط فکری شکل گرفته اصولا چه چیز را میتوان اصلاح کرد و اگر بالفرض محال فردی با اعتقاد به دموکراسی واقعی بتواند از این حلقه ی تنگ فکری عبور کند با این همه غل و زنجیر قانونی که کلافی سردرگم و بدون سر نخ می باشد _نکته ای که همه نیک میدانند و پنهان میکنند- در واقع بدنبال چیست؟ آیا خود و مردم را مچل نکرده؟ آیا به دنبال هدفی غیر از کسب قدرت و پر کردن جیب های خود است؟ شاید پاسخ به این سوال 10 سال پیش مشکل بود. جماعتی این آزمودند اما اکنون چه؟ اکنون بر چه طبلی میکوبیم....؟ آیا اینکه از استیصال و درماندگی ما برای رسیدن به اهدافشان استفاده می کنند مقصر خود ما نیستیم ؟

arya || ۰۲:۳۲ چهارشنبه ۳ مردادماه ۱۳۸۶


نظر بدهید


برای جلوگیری از انتشار هرزنامه ها ، نظر شما پس از بررسی منتشر خواهد شد.
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.




- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید: