باورش هم برایمان سخت است که در همین زمان دکتر رامین جهانبگلو در چه شرایطی به سر می برد. از زمان اعلام آن اتهامات عجیب و غریب توسط وزیر محترم اطلاعات آنهم بنحوی که بنظر کاملا ثابت شده می آید و تنها باید منتظر اعلام نوع و میزان مجازات بود، درخواست آزادی و دفاع ازجهانبگلو سخت تر از پیش شده است.
آنانی که در ایران هستند و دستی در کار اطلاع رسانی دارند باید مراقب باشند که مبادا با کلامی خود را در مظان اتهام قرار دهند و در این بین به همدستی متهم نشوند.چرا که موارد مطرح شده در مورد جهانبگلو هر چقدر هم که بنظر فعالین عرصه ی سیاست غیرقابل باور باشد، اتهامات سنگینی است. با این حال نهاد نا آرامم نمی گذارد بی تفاوت از این موضوع بگذرم و چیزی ننویسم.
در همین حال همچنان اسانلو و خوئینی هم در زندان به سر می برند که شاید بتوان به عاقبت آنها خوش بین تر بود که وزیر محترم، خوئینی را راه گم کرده ای خواند که نیاز به تذکر دارد تا آلت دست دشمنان نشود و اسانلو نیز یک فعال کارگری است که خواسته های صنفی دارد.
پس بیش از همه باید به فرجام کار جهانبگلو فکر کرد و دست به کاری شد تا شاید از میزان آلامش بتوان کم کرد. جهانبگلویی که بهنود اینگونه بی گناهیش را دلیل می آورد:
«اين استاد جوان دانشگاه، اهل فلسفه که عمری را به دنبال پژوهش های فلسفی گذاشته و اکثر طبقه متوسط ايران – که بايد انقلاب کنند – از نام وی بی خبرند، چه نقشی در انقلاب آرام می تواند داشت[...] آيا وی در جائی تمايلی از خود به سياست ورزی نشان داده است. در کدام يک از الگوهائی که دستگاه اطلاعاتی بررسی کرده، چنين نمونه ای رخ داده که استاد فلسفه گريزان از سياست و قدرت و تازه از مصاحبه با دالائی لاما بازگشته، پيشقدم کاری پرخطر مانند انقلاب شده باشد.»
آنانی که در ایران هستند و دستی در کار اطلاع رسانی دارند باید مراقب باشند که مبادا با کلامی خود را در مظان اتهام قرار دهند و در این بین به همدستی متهم نشوند.چرا که موارد مطرح شده در مورد جهانبگلو هر چقدر هم که بنظر فعالین عرصه ی سیاست غیرقابل باور باشد، اتهامات سنگینی است. با این حال نهاد نا آرامم نمی گذارد بی تفاوت از این موضوع بگذرم و چیزی ننویسم.
در همین حال همچنان اسانلو و خوئینی هم در زندان به سر می برند که شاید بتوان به عاقبت آنها خوش بین تر بود که وزیر محترم، خوئینی را راه گم کرده ای خواند که نیاز به تذکر دارد تا آلت دست دشمنان نشود و اسانلو نیز یک فعال کارگری است که خواسته های صنفی دارد.
پس بیش از همه باید به فرجام کار جهانبگلو فکر کرد و دست به کاری شد تا شاید از میزان آلامش بتوان کم کرد. جهانبگلویی که بهنود اینگونه بی گناهیش را دلیل می آورد:
«اين استاد جوان دانشگاه، اهل فلسفه که عمری را به دنبال پژوهش های فلسفی گذاشته و اکثر طبقه متوسط ايران – که بايد انقلاب کنند – از نام وی بی خبرند، چه نقشی در انقلاب آرام می تواند داشت[...] آيا وی در جائی تمايلی از خود به سياست ورزی نشان داده است. در کدام يک از الگوهائی که دستگاه اطلاعاتی بررسی کرده، چنين نمونه ای رخ داده که استاد فلسفه گريزان از سياست و قدرت و تازه از مصاحبه با دالائی لاما بازگشته، پيشقدم کاری پرخطر مانند انقلاب شده باشد.»
برچسب
بازتاب
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/56



