تو نبودی
دو زانو در برابرت نشستم
با چشمان بسته
تو نبودی،
حرف زدم،حرف زدم،حرف زدم
اما نتوانستم دهن باز کنم
هنوز هم تو نبودی.
با دست هایم تو را لمس کردم
دست هایم به روی صورتم بود
دو زانو در برابرت نشستم
با چشمان بسته
تو نبودی،
حرف زدم،حرف زدم،حرف زدم
اما نتوانستم دهن باز کنم
هنوز هم تو نبودی.
با دست هایم تو را لمس کردم
دست هایم به روی صورتم بود
این پاییز هم
باران قهر کرده بود
سرما کز کرده توی جیبم و
قبل از اینکه دستانم را «ها» کنم
گم می شود نفسم،
توی "موهای شلالت".
باران قهر کرده بود
سرما کز کرده توی جیبم و
قبل از اینکه دستانم را «ها» کنم
گم می شود نفسم،
توی "موهای شلالت".


